View RSS Feed

ناشناس

  1. ناشناس

    1،2،3،4، را شمردم تك تك
    آهسته به دنبال تو رفتم با شك
    وقتي بزرگتر شدم فهميدم
    تمرين جداييست قايم موشك
    سوختم باران بزن شايد تو خاموشم كني
    شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني
    آه باران من سراپاي وجودم آتش است
    پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم كني
    در همان دقايق عزيزي كه چون باد در گذر بودند
    و به دست غارتگران زمان نابود مي شدند
    تنها آرزوي من بي دل اين بود كه
    فراموشم نكني
    كوليان چادرنشين قبيله سياه چشمانت به كدامين زبان سخن مي گويند
    كه هرگز نگاهم را نمي خوانند
    دسته بندی ها
    دسته بندي نشده
  2. ناشناس

    سازگلهای دلم آهنگ توست ، حس نکردی یک نفر دلتنگ توست ؟
    چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيزي نتوني بگيجز سلام...!

    چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه هات رو خيس كنه اما مجبور باشيبخندي تا نفهمه هنوزم دوستش داري...!

    چقدر سخته تو چشماي كسي كه تمام عشقت رو ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي بهقلبت هديه داد زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوزم دوستشداري...!

    چقدر سخته گل آرزوهات
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندي نشده